![]() |
![]() |
|
| هرچی دلم بخواد می نویسم. |
|
لالا....لالا....دل خونم بهونه هی نگیر جونم همه عشقا دروغه...های که دنیا بی فروغه...های نمیدونی نفس سخته؟ واسه این تن که چند وقته دلدارش دل به غیر بسته دل خونم........دیگه بسته بی اون دیگه.......کجا سبزه؟ اونی که حتی یک لحظه تو این شبهای تنهایی خودش روجات نذاشته رفته غربت پاییز رو روی تنت گذاشته دیگه بس کن...دیگه بس کن نذار آتیش بگیری نذار تو حسرت تلخ همین سنگدل بمیری دل ای دل......ای دل خسته بگیر آروم تو سینه اگه گریه ست همه دنیات بگو دنیا شاید اینه ولی یادت باشه ای دل دنیا اینجوری نمی مونه دلی می خنده فردا ها که امروز بدجوری خونه لالا.....لالا.....دل خونم لالا...لالا...بخواب ای دل واسه هر بی وفایی دیگه نشو بی تاب...بی تاب ای دل
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:25 توسط سارا |
|
|
مرد خداي،مست مست، چه پاي كوبان مي رود |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:8 توسط سارا |
|
دلااینجا جنس سنگه دنیامون ازظلم چه تنگه حرف همش از توپ وجنگه دست بچه ها فشنگه پای رویاگرچه لنگه آدم تو رویا قشنگه غنچه سوخت از تازیانه دست بسته تو زمانه تورو به گل های نرگس شب انتظار بسته عاشقای منتظر.وای.... از خزون وخارا خسته دیگه تو این زمانه ارزشی نفس نداره خدایا پوسیده دل ها طاقت قفس نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:4 توسط سارا |
|
|
تموم مهربونی تو نگاته نغمه ی لالایی توی صداته همدم این شبای تنهاییمه ساحل امن دل دریاییمه برام بیدار بمون تو مث مهتاب دلم می خواد برم به عالم خواب سفر کنم به قلب تو که دوره قلب تو سرزمین عشق ونوره شگفته خنده ای به روی ماهت شده دلم شکار توی راهت شونه ی تو پناه هق هق من دوست دارم مادر خوب من همیشه گرمای میون سینه ت همه نگاههای بدون کینه ت چه خوشتر از باغ وگل بهشته خدا خودش زیر پاهات نوشته تو دلربا ترین مث فرشته مث یه ابر پاک رشته رشته پیچیده عطرت تو هوای خونه میترسم عطرتم پیشم نمونه آخه فقط عشقت امید میاره با تو نفس صفای دیگه داره پشت وپناهمی تو توی پرتگاه گرچه بد میکنم گاه وبیگاه تو مهربون ترینی مثل خدا کردی منو از این بدها جدا من همیشه از عشق تو میخونم من تا ابد عاشق تو می مونم مادر مهربونم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:34 توسط سارا |
|
من شبا کابوس ميبينم, گفتی تا آخر با هامی عطر تو موند توی این مشت دارم مث شمع میسووزم میسازم با غم هنوزم بی تو من مرگو میبوسم تو خاطرت می پوسم واسه عشقت بی قرارم چاره ای دیگه ندارم دستامو رها نکن. نه نذار عشقو بی سروته وای میفتم ازنفس.من تک و تنها .تو قفس.من گریه شد رفیق چشمام کلید دستا تو میخوام تا که واکنی درا رو قفس فاصله ها رو من میخوام پیشم بمونی واسم از عشقم بخونی من با هر قطره ی اشگی با همین پیرهن مشگی داد زدم رها نکن.نه نذار عشقو بی سروته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:45 توسط سارا |
|
|
عاشق و دلباخته منم عاشقیو باخته منم دلت رو نشناخته منم اما باهاش ساخته منم من که به فکر اوجتم تو گفته بودی موجتم طوفان شد و تو جا زدی به من تو پشت پا زدی پیش گلا جار می زنم خیالتو دار می زنم قلب سنگتم شنا ختم تازه فهمیدم که باختم بی تو جونم به لب رسید نگات آتیش به تن کشید با خاطره ت من زنده ام من زنده ی بازنده ام آهسته رفتی از پیشم نگفتی دیوونه میشم ؟ من عشق دیروز توام غریب امروز توام امروز سرا پا نفرتم حالا تویی تو حسرتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 4:22 توسط سارا |
|
|
روی قلبم می نویسم نم ونم با چشم خیسم عشق من تنها تو هستی تو که قلبم و شگستی وقتی اسمت و میارم واژه ئی لایق ندارم رنگه قهوه ی چشمات رنگه عشقه رنگ دستات ناز اون چشات وقربون که دلم وکردی ویرون شدم ویرون نگاهت ویرون موی سیاهت تو باشی برم به رویا جنگ دیوو.پیره دریا بشگنم طلسمه یارم تا بمونی تو کنارم آره. با خنده می خونم بی تو اینجا نمی مونم بی تو بالی ندارم کاری به دنیا ندارم تو کتاب عشق نوشتم توی بخت وسر نوشتم توو تموم عشق وهستی نازگلم فقط تو هستی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 19:18 توسط سارا |
|
|
دلم پر میزنه
به جمکران سر میزنه فقط میخواهم صدات کنم درده دل بهات کنم مهرت ونیاز کنم تنهام نزار٬ غریبم هرچی دارم٬ میدم برات تا ببینم٬ روی ماهت و آقا جونم٬جونم فدات منو ٬بکن حاجت روا کنیزت ٬میشم به خدا میدونم٬لایق نیستم منه نالایق تورو دارم با تو چیزی کم ندارم آقا جونم٬جونم فدات بیا مارو منتظر نزار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 5:25 توسط سارا |
|
|
غروبه جمعه دل ابری داره
با نیومدنت هوای بارونی داره دوباره بازم دلم هوای تو کرده عشق اون مهربونیات وکرده دله من ازتبار برگای زرد پاییزه چشمای خیس من تو این زمونه چه غریبه محتاج به دستی گرم ومهربونه دل بی تو غم داره چرا تو رو کم داره؟ باتو کلی حرف داره دل تو سینه طاقت نداره دلم.دلواپسه عقربه های ساعته که لحظه ها برن و من به عشقت نرسم یا مهدی جانم به امیده آمدنت بهاری میشم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 15:17 توسط سارا |
|
|
خیره شدم به پنجره
که بیای منو ازاین جاببری ببری به آسمون آبی می خواهم بشم کهکشونی اگه پشیمون بشی من چه کنم با غم تنهای دیگه نمی خواهم بشم زمینی زمینیه زمینی تو فرشته قلب منی تو خود بهشتی مالک عشق پاکی توپر از عشق واحساسی نوید بخش زندگیی تو عشق و نازی تو پاک و چارسازی برای دل خستگی هام مرهمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:57 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دوست بنده خدا که بنده خدا را دوست دارد....
|
|
RSS
|