![]() |
![]() |
|
| هرچی دلم بخواد می نویسم. |
|
دلم پر میزنه
به جمکران سر میزنه فقط میخواهم صدات کنم درده دل بهات کنم مهرت ونیاز کنم تنهام نزار٬ غریبم هرچی دارم٬ میدم برات تا ببینم٬ روی ماهت و آقا جونم٬جونم فدات منو ٬بکن حاجت روا کنیزت ٬میشم به خدا میدونم٬لایق نیستم منه نالایق تورو دارم با تو چیزی کم ندارم آقا جونم٬جونم فدات بیا مارو منتظر نزار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 5:25 توسط سارا |
|
|
غروبه جمعه دل ابری داره
با نیومدنت هوای بارونی داره دوباره بازم دلم هوای تو کرده عشق اون مهربونیات وکرده دله من ازتبار برگای زرد پاییزه چشمای خیس من تو این زمونه چه غریبه محتاج به دستی گرم ومهربونه دل بی تو غم داره چرا تو رو کم داره؟ باتو کلی حرف داره دل تو سینه طاقت نداره دلم.دلواپسه عقربه های ساعته که لحظه ها برن و من به عشقت نرسم یا مهدی جانم به امیده آمدنت بهاری میشم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 15:17 توسط سارا |
|
|
خیره شدم به پنجره
که بیای منو ازاین جاببری ببری به آسمون آبی می خواهم بشم کهکشونی اگه پشیمون بشی من چه کنم با غم تنهای دیگه نمی خواهم بشم زمینی زمینیه زمینی تو فرشته قلب منی تو خود بهشتی مالک عشق پاکی توپر از عشق واحساسی نوید بخش زندگیی تو عشق و نازی تو پاک و چارسازی برای دل خستگی هام مرهمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:57 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دوست بنده خدا که بنده خدا را دوست دارد....
|
|
RSS
|