![]() |
![]() |
|
| هرچی دلم بخواد می نویسم. |
من شبا کابوس ميبينم, گفتی تا آخر با هامی عطر تو موند توی این مشت دارم مث شمع میسووزم میسازم با غم هنوزم بی تو من مرگو میبوسم تو خاطرت می پوسم واسه عشقت بی قرارم چاره ای دیگه ندارم دستامو رها نکن. نه نذار عشقو بی سروته وای میفتم ازنفس.من تک و تنها .تو قفس.من گریه شد رفیق چشمام کلید دستا تو میخوام تا که واکنی درا رو قفس فاصله ها رو من میخوام پیشم بمونی واسم از عشقم بخونی من با هر قطره ی اشگی با همین پیرهن مشگی داد زدم رها نکن.نه نذار عشقو بی سروته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:45 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دوست بنده خدا که بنده خدا را دوست دارد....
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل تیر 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 |
| پیوندها |
|
عاشقانه ي رها پاييزان نسیم کویر خوشه هایت را ببین خدای من(نازی) زهیر من تا ترانه_رضاراد آهویی مکتب المهدی ترانه یعنی همین دیدگاه ما آخرین نفس فریاد خاطرات قلب خاموش(بهمن) |
|
RSS
|